
هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تومی نویسمهنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می زنمهنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه و آسمانی است....
ادامه مطلب
شب است و روزگارم بس سیاه است شب است و رهروی گم کرده راهستشب است و باز تا فجر سپیده غزال خواب بگریزد ز دیدهشب است وشب نشینان در نمازند شب است و عاشقان در سوز و سازندشب است و همچنان خاطر اسیر است خیال از ذکر هجران تو پیر استچه سازم از غم ودرد جدایی چه می شد گر نبودی آشنایی؟چرا عقل مرا دیوانه کردی چرا آبادیم ویرانه کردی؟چرا جانم به خاک دل نشاندی چرا گلبرگ را بر گل کشاندی؟چرا در اشک خود غرقم نمودی چرا با غمزه دردم را فزودی؟چه می شد از نوازشهای دستت مرا هم می نمودی بت پرستتچرا کوه مرا چون...
ادامه مطلب
آدم های تنها عاشق می شوندآدم های عاشق . تنهامرگ اگر نبودتا ابد دور خودمان می چرخیدیم. ...
ادامه مطلب