باز دوباره من.
عید شما مبارک. امیدوارم روزگارتون شاد و پر از شوق های شیرین و دلچسب باشه.
ارادتمندم ای م ب
تو اسفند ماه گذشته چقدر بیادت بودم. بد جوری دلم هواتو کرده بود.
کل شهر عطر تو رو به مشامم میاورد.
اینا که میگم تعارف نیست ه ا ا ا
دلم میخواست بیام یه ساعت تو محلتون پرسه بزنم ولی راستش ترسیدم
ترسیدم از ...
راستی چه کار خوبی کردی دیگه کلا کات کردی با مرام!!!؟
دیگه تکرار نمیکنم همه حرفام جدی و بی تعارف هستن
ولی وقتم هم خیلی تنگ بود. خیلی گرفتاری داشتم شب عیدی. نمیگم ناراحت نشی . . .
لابد یه کم ازم با خبری!؟ نگو نه که باور نمیکنم.
من که تمام صفحات نتم رو باز گذاشتم! سالهاست
بی تعارف تمام این سالها فقط به عشق تو و به یاد تو
اصلا اگه به نت رو آوردم فقط و فقط به عشق دیدن تو بود و اخبار مربوط به تو
اصلا یه مدت زیادی به عشق تو سیگاری شدم
وقتی به تو فکر میکنم به این نتیجه میرسم که وجود محبت تو تماما جبر و خواست هستی بوده
برای من. هیچوقت اختیاری ندارم که دوستت نداشته باشم؟!!!
متاسفانه یک ندایی در وجودم میگه که تو هم معتاد به وجود نازنین من شده ای
جدی جدی میگم که اسرار هستی رو سر سری نگیر. بهش نخند. با وقایعش مبارز نکن
با احساساتی که معلوم نیست سر رشته اش دست کیه؟!!!
همین که داری الان با دقت حرفام رو میخونی و بهشون فکر میکنی دلیل قاطع حرف منه
دوباره چن وقت پیش خوابت رو دیدم و باز بی اختیار دلم تنگ شد واست. اقرار میکنم از اختیارم خارجه
خلاصه کنم این احساس در فاصله بیست سال با من شوخی نداشت. اصلا شوخی نگیرش.
آخه لامروت چکار کردی بامن؟؟؟؟
دقت کن نمیگم چی میخوای از جون من!!!
بقول معین راستی چی شد؟ چجوری شد؟ . . . .
نشد من صدای معین گوش کنم اول تا آخر غرق خیال تو نشم!
و تا آخر ترانه چند بار بغضم رو قورت ندم!!!
خودت یه بار امتحانی گوش کن ! بشرطی که فقط یاد من باشی
عاشقان را بگذارید بنالند ز عشق
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش شود
به تودار بودنت و صبور بودنت احسنت و مرحبا میگم
خبر دارم که مدتیست احوالاتی داری با من و یاد من. یعنی شک ندارم
خلوتت با خدا رو از دست نده
دعا کن خدا عاشق ترین مرد دنیا رو سالم و تندرست نگه داره واست
و سایه اش از دور دست ها بالای سرت باشه و دعاهاش بدرقه راه زندگیت.
و دلت ازین گرم باشه که خدایا شکرت بالاخره یکی از بنده هات مارو فی الواقع عاشقانه و مسرانه دوست داره بی توقع
و بگم که :این عشق من رو بارها و بارها از گناه و معصیت بازداشته
چه مورد های دندونگیری
شایدم اشتباه کردم از دستم رفت
مواظب قاط و قوط زدن هات با دوستانت باش
فکر نکن بی خبرم
نور چهره ات کمی کمرنگ شده ایندفعه . خدا میدونه چکار داری میکنی با وجودت
خودت و روش زندگیت رو بیشتر کنترل کن. ببینم من بعد چکار میکنی.
کلا وقتم کم شده واسه ابراز احساسات. گر چه جایگاه تو کماکان محکمه تو دلم.
واست یه کوچولو دعا و سفارش میکنم پیش خدا
بدرووووود
برچسب:
نویسنده: ساحل فدایی